مرتضى راوندى
61
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
نكرد . . . و همكارى غرب را براى سركوبى عثمانيها مغتنم نشمرد . رشد تشيّع در عهد صفويه اين نامه از عبيد اللّه خان پادشاه معروف ازبك است كه در سال 926 در پاسخ نامهء شاه طهماسب يكم نوشته است و ما تكّههايى از آن را در پائين مىآوريم : « ديگر نوشته بودند : با آل على ( ع ) هركه درافتاد برافتاد ؛ هركه مؤمن و مسلمان است و اميد نجات آخرت دارد ، محبّت اصحاب كبار حضرت رسول ( ص ) را از دست نمىدهد ، و حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام يكى از آن مذكورانند ، با اولاد امجاد ايشان مخالفت كردن از ديانت و اسلام دور است . ما با آن طايفه مجادله و گفتگو داريم كه مذهب و ملّت پدران خود را گذاشته ، تابع بدعت و ضلالت شياطين شده ، طريقهء حقّ را بر طرف كرده ، رفض و تشيّع اختيار نموده ؛ با وجود آنكه مىدانند رفض كفر است ، اين كفر را شب و روز شعار خود ساخته ، دم از اولادى آن بزرگوار مىزنند ، به مضمون كريمهء انّه ليس من اهلك ، حضرت مرتضى على ( ع ) از آن نوع فرزندان بيزار است . . . مخبر صادق در كلام مجيد خود خبر مىدهد كه اذ نفخ فى الصّور فلا انساب بينهم يومئذ و لا يتسائلون ، در روز جزا پرسش از عمل خواهد بود ، از اب « 1 » و نسب نخواهد بود . » « 2 » هركسى آن درود عاقبت كار كه كشت . غلام و كنيز گرجى : در دورهء صفويّه ، گرجيها تنها محكوم به پرداخت ماليات نبودند ، بلكه در هنگام جنگ و صلح ناگزير بودند عدّهء زيادى غلام و كنيز زيبا به دربار صفوى و هيأت حاكم آن دوران تسليم كنند . در فرمان جنگ 1613 م غير از دادن تلفات سنگين ، « پنجاه هزار زن و دختر و پسر ( گرجى ) صاحب جمال ، به قلم آمد كه در سلك اسرا ، منتظم آمد و در ميان مسلمانان خريد و فروش شد . . . » « 3 » اين روش غير انسانى و وحشيانه بر مردم گرجستان گران آمد و آنان را از تبعيّت حكومت ايران مسلمان ، بيزار نمود . صداى اين مظالم به گوش ملل غرب رسيد و آنان را به حمايت از اقليتهاى مذهبى برانگيخت . نامهء لويى چهاردهم به شاه سلطان حسين و پاسخ او لويى چهاردهم ضمن نامهيى ، سلطان حسين را از بيدادگريهايى كه عمّال او در حق
--> ( 1 ) . اب ، يعنى پدر . ( 2 ) . شيخ صفى و تبارش ، كاروند كسروى ، مجموعهء 78 ، مقاله و گفتار ، ص 80 . ( 3 ) . اخبار الملوك ، ص 503 .